Skip to main content

تا حالا شده بخواید بگید «باید این کار رو بکنم» و ندونید باید بگید I must یا I have to؟ اصلاً این دوتا با هم فرقی دارن یا هر جا می‌شه از هرکدوم استفاده کرد؟ چرا mustn't و don't have to که هر دو منفی هستن، معنی‌شون این‌قدر با هم فرق داره؟

این سؤال‌ها برای خیلی از زبان‌آموزها پیش میاد، چون توی فارسی برای همه‌ی این حالت‌ها فقط می‌گیم «باید». توی این مقاله قراره تفاوت Must و Have to رو خیلی ساده و با کلی مثال یاد بگیرید، طوری که دیگه هیچ‌وقت این دوتا رو با هم قاطی نکنید. همراه ما باشید.

Must یعنی چی؟

Must یک فعل مودال (modal verb) هست و معنی «باید» می‌ده. نکته‌ی مهم اینه که وقتی از must استفاده می‌کنیم، معمولاً این «باید» از طرف خودِ گوینده میاد؛ یعنی خودم فکر می‌کنم این کار لازم و مهمه. به همین خاطر must حس شخصی‌تر و قوی‌تری داره.

یادتون باشه بعد از must همیشه شکل ساده‌ی فعل میاد و must برای همه‌ی فاعل‌ها یک شکل داره (must, نه musts).

ترجمه

مثال

من باید بیشتر ورزش کنم. (خودم تصمیم گرفتم)

I must exercise more.

تو حتماً باید این فیلم رو ببینی!

You must see this movie!

ما باید قبل از تاریکی برگردیم.

We must get back before dark.

قبل از خواب باید دندون‌هات رو مسواک بزنی.

You must brush your teeth before bed.

Have to یعنی چی؟

Have to هم معنی «باید» می‌ده، ولی این «باید» معمولاً از بیرون میاد: قانون، مقررات شرکت، دستور رئیس، شرایط زندگی و… یعنی من مجبورم، نه این‌که خودم دلم بخواد. برخلاف must، فعل have to با فاعل عوض می‌شه (has to برای he/she/it) و توی زمان گذشته می‌شه had to.

ترجمه

مثال

من باید هر روز ساعت ۸ سر کار باشم. (قانون شرکت)

I have to be at work at 8 every day.

سارا باید یونیفرم بپوشه.

Sara has to wear a uniform.

دیروز مجبور شدم تا دیروقت کار کنم.

I had to work late yesterday.

توی انگلستان باید سمت چپ رانندگی کنی.

In the UK, you have to drive on the left.

تفاوت Must و Have to در یک نگاه

خلاصه‌ی ماجرا اینه: must یعنی «خودم می‌گم باید»، have to یعنی «مجبورم چون شرایط/قانون می‌گه». البته توی انگلیسی محاوره‌ای امروزی، به‌خصوص انگلیسی آمریکایی، have to خیلی رایج‌تره و برای هر دو حالت ازش استفاده می‌شه؛ must بیشتر توی نوشتار رسمی، تابلوها و قوانین مکتوب دیده می‌شه. به این دو جمله دقت کنید:

بیشتر بخوانید:  If یا Whether، مسئله این است!

ترجمه

مثال

باید تلفن رو قطع کنم؛ (خودم می‌خوام، مثلاً خسته‌م)

I must go now. It's getting late.

باید برم؛ (مجبورم، مثلاً قطار دارم)

I have to go now. My train leaves in ten minutes.

مسافران باید کارت پرواز خود را نشان دهند. (تابلوی فرودگاه)

Passengers must show their boarding pass.

بچه‌ها قبل از خوردن غذا باید دست‌هاشون رو بشورن.

Kids have to wash their hands before eating.

بیشتر بخوانید: کاربردهای مختلف Shall در انگلیسی

Mustn't و Don't have to؛ تفاوت بزرگ در حالت منفی

اینجا مهم‌ترین نکته‌ی این درسه، چون خیلی‌ها این‌جا اشتباه می‌کنن. توی حالت مثبت، must و have to تقریباً هم‌معنی هستن، ولی توی حالت منفی معنی‌شون کاملاً از هم جدا می‌شه:

Mustn't (must not) یعنی «نباید»؛ یعنی ممنوعه و انجامش اشتباهه.

Don't have to یعنی «لازم نیست»؛ یعنی اجباری نیست، ولی اگه بخوای می‌تونی انجامش بدی.

ترجمه

مثال

نباید توی بیمارستان سیگار بکشی. (ممنوعه)

You mustn't smoke in the hospital.

لازم نیست بلیت بخری؛ ورود رایگانه.

You don't have to buy a ticket. It's free.

نباید به کسی بگی؛ این یه رازه.

You mustn't tell anyone. It's a secret.

فردا لازم نیست زود بیدار بشی؛ تعطیله.

You don't have to get up early tomorrow. It's a holiday.

او لازم نیست بیاد، ولی می‌تونه بیاد.

She doesn't have to come, but she can.

پس اگه به دوستتون بگید «You mustn't come to the party» یعنی «حق نداری بیای!» در حالی که منظورتون احتمالاً «You don't have to come» بوده یعنی «اجباری نیست بیای». دقت کنید که این اشتباه می‌تونه دلخوری درست کنه!

Must برای حدس و نتیجه‌گیری

یه کاربرد دیگه‌ی must که have to نداره اینه که وقتی از روی شواهد مطمئنیم چیزی درسته، ازش استفاده می‌کنیم. اینجا must معنی «حتماً» یا «باید که…» می‌ده، نه اجبار. توی این معنی، شکل منفیش can't هست، نه mustn't.

ترجمه

مثال

تو کل شب کار کردی؛ حتماً خسته‌ای.

You worked all night. You must be tired.

چراغ‌ها روشنه؛ حتماً خونه‌ست.

The lights are on. He must be at home.

این نمی‌تونه درست باشه؛ من دوباره حساب کردم.

That can't be right. I checked it twice.

بیشتر بخوانید:  Infinitive Phrase چیست؟

Must در زمان گذشته و آینده

Must شکل گذشته و آینده نداره. پس وقتی می‌خواید بگید «مجبور شدم» یا «مجبور خواهم شد»، باید از have to کمک بگیرید: had to برای گذشته و will have to برای آینده. برای سؤالی کردن هم انگلیسی‌زبان‌ها تقریباً همیشه از have to استفاده می‌کنن (Do I have to…?) و Must I…? خیلی رسمی و قدیمی به نظر میاد.

ترجمه

مثال

هفته‌ی پیش مجبور شدم ماشینم رو بفروشم.

I had to sell my car last week.

سال بعد مجبور می‌شیم یه خونه‌ی بزرگ‌تر پیدا کنیم.

Next year we will have to find a bigger house.

باید الان جواب بدم؟

Do I have to answer now?

پدرت مجبور بود بره سربازی؟

Did your father have to do military service?

اشتباهات رایج

این جدول رو یه بار با دقت بخونید؛ بیشتر خطاهایی که زبان‌آموزهای فارسی‌زبان دارن همین‌هاست:

درست

غلط

You must go.

You must to go.

She has to study tonight.

She have to study tonight.

I had to wait for an hour.

I musted wait for an hour.

You don't have to pay. (لازم نیست)

You mustn't pay. (وقتی منظور «لازم نیست» است)

Do we have to leave now?

Do we must leave now?

ترفند حفظ کردن: must رو با «مُصِرّ» یاد بگیرید؛ خودم اصرار دارم. have to رو با «حکم» یاد بگیرید؛ از بیرون بهم حکم شده. و برای منفی‌ها: mustn't = ممنوع، don't have to = مختار.

در انتها…

حالا دیگه می‌دونید که must و have to توی حالت مثبت تقریباً یکی هستن (فقط منبع «باید» فرق می‌کنه)، ولی توی حالت منفی زمین تا آسمون با هم فرق دارن. یادتون باشه must زمان گذشته و آینده نداره و اونجا have to به کمکتون میاد. حالا سعی کنید سه جمله درباره‌ی کارهای امروزتون بنویسید: یکی با must، یکی با have to و یکی با don't have to.

کسانی که علاقه‌مند به یادگیری گرامرهای انگلیسی (از پایه تا پیشرفته) هستند، می‌تونن با دانلود کردن اپلیکیشن زبانیاد به تمامی درسنامه‌ها دسترسی داشته باشن و با کم‌ترین هزینه‌ی ممکن گرامر انگلیسی رو به صورت کاملاً کاربردی یاد بگیرن. البته علاوه بر این هزاران لغت و اصطلاح به‌روز انگلیسی هم در اپلیکیشن زبانیاد برای شما قابل استفاده است.

Leave a Reply